تقديم به تمام عاشقان روي زمين
رفتی بیرون از حال و هوای روز چه خبر؟ دیروز را از پشت پنجره دیدم، بگو امروز چه خبر؟ از باد و برف و باران و ابر و بوران و تگرگ از گرمی و نور خورشید جهان فروز چه خبر؟ هر لحظه و دقیقه و ساعت که می رود از یاد بامن بگو ازآن عشق پاک مقدس جان سوز چه خبر؟ گل ها نشسته اند کنار درختان به دشت باغ از حال پروانه و گنجشک و کلاغ وپینه دوز چه خبر؟ . . . این شعر و تقدیم میکنم به کسی که بدون هیچ خداحافظی گذاشت ورفت وخیلی بی معرفته(n) یه روز پیدات میکنم یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار
می
کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و
می شود از
آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* * عشق يعني سوختن پر پر زدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي يعني سراب عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر يعني انتظار عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ي ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني ارزو يعني اميد نالم چو نی و گوش به هر نی نکنم یک جرعه ای از شهد لبت می خواهم خواهم می و از خلق طلب می نکن . عمری است که با باده و می واله و مستیم
عشق با غرور زیباستولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی... آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است عشق تنها ی من میدونی طاقت جدایی رو ندارم میخوامکه نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم میخوام اسم تو من نفس بذارم ازتو بگم در سایه سارم هر جابری من دوستت میدارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون که خیس میشد تمامسرا پامون شبا همش من خواب تو را می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی روندارم با تو مثل صد تا بهارم در انتظار كسي هستم كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد در انتظار كسي هستم كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند در انتظار كسي هستم كه تنم آغوشش را مي طلبد در انتظار كسي هستم كه دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد در انتظار كسي هستم كه سرم شانه هايش را آرزو دارد در انتظار كسي هستم كه گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي كشد در انتظار كسي هستم كه تنهايي اش ، تنهايي من است در انتظار كسي هستم كه قلبم براي داشتنش عمري صبر مي كند شب است و آسمون پرستاره صدای بارون تموم خونه رو گرفته بود منم از توی پنجره اتاق داشتم بارون رومی دیدم (مرغ عشقم)رو هم با خودم بردم وای نمیدونید چقدر هوا سرد بود ولی به لذت دیدن بارون می ارزید. نازی بیچاره هم یخ کرده بود یه جوری تو. دستم کز کرده بود هر کسی نمیشناختش فکر میکرد این همیشه این همه آرومه.اون لحظه که داشتم بارون رو میدیدم به هیچ چیز و هیچ کس فکر نمیکردم فقط یه چیز فکرمو مشغول کرد .ما ادما اینقدر درگیر زندگی هامون هستیم که وقتی نمی زاریم تا به این نعمت های خدا فکر کنیم واقعا بارون نعمت بزرگیه. میدونین وقتی بارون می باره چقدر دل اون کشاورزی رو که نگران زمین هاشه رو خوش میکنه؟ خیلی ادما هم هستن تو روستا ها که از همین اب بارون و چشمه هاست که زنده اند.... بارید همه بدی هاهم باهاش شسته میشد همه ی ادما صاف میشد ... همه کینه ها از بین میرفت... کاش همه ادما با هم یکسان میشدن... کاش همه مثل هم زندگی میکردیم نه اینکه یه نفر اینقدر داشته باشه که خوشی زیر دلش بزنه نه یه نفر اینقدر نداشته باشه که ندونه داشتن چه شکلیه... خدا جونم با همون کرمت به داد همه ی ما ادما برس... خدا جونم همه ادما رو با هم برابر کن...خدا جونم بابت همه ی نعمت هات ازت تشکر میکنم ... فقط بدی هارو از ادما دور کن یه کاری کن که همه با هم مهربون باشن خدا جونم دوست دارم ... تنهام نذار نظر يادتون نره عاشقان
آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری است
پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سرانگشتی به روی شیشه های مات
بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است " ...
هرگز ره عقل و زهد را طی نکنم
ما می زدگان با سر زلف عهد ببستیم
هرگز نرود از سر ما خاطر دلدار
زیرا که فقط آن بت عیار پرستیم.
انگار فایده نداره باید می رفتم تو حیاط بلند شدم و رفتم تازه نازی
داشتم فکر میکردم که چه قدر خوب میشد وقتی بارون می
...کاش همه ی ادمای مریض خوب میشدن ...کاش بد بارون اسمون دل
| Design By : Night Skin |


